السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )

599

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )

هويتى درك مىكرد . او انسان كامل و رسول انسانيت بود . از اين رو مىتوانست صفات و سجاياى نيك را بيش از هر كس ديگرى درك كند . چنين بود كه در قبال همه كسانى كه رفتار و اخلاق نيك داشتند - هر چند يك بار در زندگى - و آن دسته از مردم قريش كه به اجبار در ميدان نبرد حاضر شدند ، به يكسان موضع گرفت . همچنان كه اين موضع را به نزديكان و افراد خانواده‌اش محدود نكرد و تحت تأثير عواطف و احساسات نسبى قرار نگرفت . 3 . شوراى جنگى در نزديكى بدر مسلمانان از آمدن و تجمّع قريش براى دفاع از كاروان تجارتى خبردار شدند . شمارى از اين مسأله وحشت كردند و برخى فغان و ناله سردادند . پيامبر ( ص ) با ياران خود مشورت كرد كه بجنگند يا در پى كاروان باشند ؟ ابو بكر گفت : ايشان قريش‌اند با آن خودخواهى و تكبّرى كه دارند . از روزى كه كافر شده‌اند ، هرگز ايمان نياورده‌اند و از روزى كه عزيز گرديده‌اند ، هرگز ذليل نشده‌اند . از سوى ديگر شما هم براى جنگ بيرون نيامده‌ايد . رسول خدا ( ص ) فرمود : بنشين . ابو بكر نشست . پيامبر ( ص ) فرمود : نظر بدهيد . عمر برخاست و همانند ابو بكر سخن گفت . پيامبر ( ص ) او را به نشستن فرمان داد و او نشست . واقدى و حلبى سخن قبلى را به عمر نسبت داده ، دربارهء ابو بكر گفته‌اند : او خوب سخن گفت . « 1 » سپس مقداد برخاست و گفت : اى رسول خدا درست است كه اينان قريش‌اند كه با تكبّر خود آمده‌اند ، امّا ما به تو ايمان آورده و ترا تصديق كرده‌ايم و شهادت مىدهيم كه آنچه تو آورده‌اى ، حقّ است و از نزد خداوند . به خدا قسم ، اگر ما را فرمان دهى كه در ميان آتش رويم يا خود را بر خار مغيلان زنيم ، مىرويم و

--> ( 1 ) . المغازى ، 1 / 48 ؛ سيره حلبى ، 2 / 150 .